Qu'ran

WHAT IS TO BE DONE?

A Qu'ranic Manifesto

Qu'ran
"...and We have sent down the Book to you as a clarity for everything, and a guidance and mercy and good news for those who Submit." (Quran 16:89)

open Quran

open Quran

بنام خداوند بخشندة‌مهربان

بهمن ماه 1383

هدف از نوشتنِ اين كتاب چه بوده ؟

هدف از نوشتن این کتاب در ابتدا پاسخی بود به سؤال « چه باید کرد » که در صفحات آخر کتاب چرا عقب مانده ایم مطرح شده بود که اختصاص به ا یرانیان دارد . و بعد از آن ارائۀ راهی ، پس از واقعۀ 11سپتامبر 2001 ، که مشمول تمام مسلمانان جهان منجمله ایران است .

بنظر می رسد بسیاری از مسلمانان جهان بعد از واقعة 11 سپتامبر 2001 به سختي تكان خورده و لااقل عده اي به فكر فرو رفته اند . نه تنها بخاطر اين كه مي بينند دشمنان اسلام با استفاده از اين پيشآمد فرصت را غنيمت شمرده و تمام مسلمانان را به ناحق با يك چوب رانده ، تروريست يعني آدم كشِ وحشتزا خوانده و تحقير مي كنند ؛ بلكه بخاطر اينكه ملاحظه مي نمایند: صهيونيسم بين المللي دشمن شناخته شده و قديميِ آنها ، با اقدامات همه جانبه ، حكومت هاي آمريكا را كه سالهاست فريب داده اند تا اسرائيل غاصب را در ظلم فاحش به مردم فلسطين حمايت نمايد ؛ اكنون ترغيب و تشويق كرده اند كه بنام مبارزه با تروريسم ، عملاً يعني مسلحانه به بعضي از كشورهاي اسلامي تجاوز كند .

بدين ترتيب بسياري از مسلمانانِ جهان در هر جاي دنيا با احساس عدم امنيت ، واقعاً حيات خود را در خطر مي بينند. عده اي انگشتشان را بطرف اسرائيل به عنوان تعزيه گردان اصلي و آمريكا را بنام حمايت كننده از ستمكاران اسرائيلي دراز كرده اند . آنها معتقدند حملة آمريكا به كشورهاي افغانستان و عراق ناشي از توطئة اسرائيل عليه تمام مسلمانان است و اين مقدمه اي است براي اقدامات بعدي در ساير كشورهاي اسلامي .

بدين جهت عدّه اي از جوانان مسلمان ديوانه وار، تمام امكانات مالي و جاني خود را بر داشته و عليه آمريكا مقابلة به مثل كرده ، وارد ميارزات مسلحانه شده اند . ولي عده اي از روشنفكران مسلمان با قبول واقعيتي ملموس و دردناك كه مسلمانان در جهان پرشتاب امروز عقب مانده و ضعيفند و خفّت و خواري موجودشان را نتيجة قهري آن مي دانند ؛ به فكرِ يافتن راه چاره اند .

من با قبول عقب ماندگيِ مسلمانان به عنوان ريشة اصلي گرفتاريهايشان و اعتقاد راسخ به اينكه قرآن كلام خداست و راه طبيعي زندگي انسانها و خير وشرّشان را به حق نشان مي دهد ، به منظور پيداكردن راه حلي براي نجات از اين مخمصة عظيم به قرآن مراجعه كردم . در آنجا ديدم كه خداوند خطاب به مسلمانان مي فرمايد :

” شما بهترين امتي هستيد كه از ميان عامّه مردم پديد آمده . امربه معروف ونهي از منكر مي كنيد و به خدا ايمان داريد . . . “ آل عمران (3) : 110 باز مي فرمايد :

” سستي مكنيد و اندوهگين مباشيد . زيرا اگر ايمان آورده باشيد ، برتريد “ آل عمران(3) : 139

ولي متأسفانه نه تنها برتر از ساير امتها نيستيم ، كه برابر هم نيستيم. در واقع از نظر آنچه در دنيا قدرت ناميده مي شود ، عقب افتاده و مستأصليم . با اين كه خداوند رحمن منابع طبيعي گرانقدري چون نفت كه در واقع كليد صنايعِ كشورهاي پيشرفته است و نيروي انساني قابل توجهي در اختيار مسلمانان قرارداده ، ولي عقب افتادگي ها به جاي خود باقي است ، اگر فرض كنيم كه روز بروز بدتر نشود . و شكاف بين سطح زندگي و قدرت دفاعي آنها با كشورهاي پيشرفتة‌جهان عميق تر نگردد .

اگر ظهور دانشمندان بنام را در هر عصری در هر جامعه نشانة قابل قبولي از وجود رفاه و آزادي و امكانات پيشرفت در آن جامعه بدانيم، با نگاهي به تاريخ مي بينيم كه نه مسلمانان هميشه عقب مانده بودند و نه كشورهاي غربي هميشه پيشرفته. در عصر طلائي جهان اسلام اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان اسلامي صاحب نام در واقع از نيمة دوم قرن دوم يعني در حدود يك قرن ونيم بعد از ظهور اسلام پيدا شدند . و چراغ علم كم و بيش تا قرن پنجم هجري ( قرن يازدهم ميلادي ) روشن بود . پس از آن بتدريج تا قرن هفتم به خاموشي فرو رفت كه هنوز هم فرو رفته. در همان عصر طلائي جهان اسلام ، كشورهاي غربي ( اروپاي امروز) به قول خودشان در عصر تاريك و عقب افتادگي محض زندگي مي كردند . چطور شد كه آنها سدها را شكستند و پيش رفتند و بالعكس مسلمانان نه تنها پيشرفتی نداشتند، كه عقبتر هم رفتند و سال بسال روند پيشرفتگيِ اروپائيان و عقب افتادگي مسلمانان ادامه يافت و فاصله ها زياد و زيادتر شد تا به امروز رسيد . چرا چنين شد ؟

با مراجعه مجدد به قرآن ملاحظه می كنیم كه خداوند مي فرمايد :

” و اين به شيوة خاندان فرعون بود و كساني كه پيش از آنها بودند. آنها به آيات خدا كافر شدند . پس خدا آنها را به كيفر گناهانشان مؤاخذه كرد كه خدا نيرومند و سخت عقوبت است . زيرا خدا نعمتي را كه به قومي ارزاني داشته است ، دگرگون نسازد ، تا آن قوم خود دگرگون شوند . و خدا شنوا و داناست . و اين به شيوة خاندان فرعون بود و كساني كه پيش از آنها بودند . آنها آيات پرودگارشان را تكذيب كردند و ما به كيفر گناهانشان هلاكشان كرديم و خاندان فرعون را غرقه ساختيم ، زيرا همه ستمكاربودند .“ انفال (8) : 52-54

اين آيات متناسب با وضع مسلمانان قرون سوم ببعد است كه تدریجاً آيات خدا ( قرآن) را به گوشه اي انداختند و به جايش حديث و روايت را به كار بستند و بدين ترتيب از اوج افتخارات عصر طلائي به حضيض ذلت امروز افتادند . ولي چون همه ستمكار نبودند ، همانند قوم فرعون بكلّي مضمحل نشدند و تنها مشمول اين آيه شدند كه مي فرمايد :

” هركس از قرآن من اعراض كند ، زندگيش تنگ شود و در روز قيامت نا بينا محشورش سازيم “ طه (20) : 124

و راه بازگشت بندگانش را در دگرگون شدن خودشان معرفي مي نمايد و مي فرمايد :

” و براي او ( آدمي ) فرشتگاني است كه پياپي به امر خدا از رو به رو و پشت سرش مي آيند و نگهبانيش مي كنند . خدا چيزي را كه از آن مردمي است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند . چون خدا براي مردمي بدي خواهد ، هيچ چيز مانع او نتواند شد و ايشان را جز خدا هيچ كار سازي نيست .“ رعد ( 13) : 11

مضمون اين آيه به ما مي گويد كه اروپائيان با نجات خود از سلطة كشيشان و انتخاب راهي كه خدا را بدون واسطه پرستش كنند ، دگرگون شدند. يعني با بريدن از شرك و موحّد شدن ، اعتماد به نفس پيدا كردند و استعدادهاي خدادادشان شكوفا شد و پياپي به اكتشافات و اختراعات زيادي دست يافتند و زندگيشان آهسته ولي پیوسته عوض شد .

با نگاهي محققانه به اطرافمان ملاحظه مي كنيم كه فرهنگ مردم و سيستم اجتماعي – اقتصادي آنهاست كه اساس موفقيت و يا عقب افتادگي هر ملتي را تشكيل مي دهد .

براي مسلمانان هم راهي جز اين نيست كه مثل اجدادشان : مسلمانان قرون اولية ، مثل اروپائيان بعد از رنسانس موّحد شوند ، راه خدارا انتخاب نمايند . يعني غير از خدا كسي يا چيزي را كارسازشان ندانند تا اعتماد به نفس پيداكنند و استعدادهايشان شكوفا شود .


خداوند در قرآن مي فرمايد : ” اين است راه راست من از آن پيروي كنيد . راههاي مختلف مرويد كه شما را از راه خدا دور مي سازد . اينهاست آنچه خدا شما را بدان سفارش مي كند . شايد با تقوا شويد “ انعام (6) : 153


راه راست خدا کدام است ؟

در اين كتاب تلاش شده است تا مجموعه اي از راه و روش كامل اجتماعي كه برنامه هاي اقتصادي و فرهنگي و عدالتخواهي و سيستم حكومتي را كه با دستورات الهي هم آهنگ باشد ، بدون دو پهلوئي ارائه دهد . نظر اين است كه اين مجموعه برنامه اي عملي به حكومت هاي اسلامي موجود و كساني كه قدرت حكومت كردن را به دست مي آورند ، نشان دهد تا بدانند كه چه مي خواهند و مثل ايرانيان قبل از انقلاب نباشند .

در ايران قبل از انقلاب ، آنها كه علاقه مند به تغيير حكومت بودند ، صرفنظر از ايدئولوژيهاي مختلفي كه داشتند یا اصلاً نداشتند، تقريباً همه مي دانستند كه چه نمي خواهند. ولي سواي كمونيستها و سوسياليستها كه تعداد كمي از جامعه را تشكيل مي دادند ، بقيه يعني اكثريت مردم واقعاً نمي دانستند كه چه مي خواهند. اگر هم جزئياتي در نظرشان بطور پراكنده بود، ولي هيچگونه برنامة تدوين شدة منسجمي بنام برنامة اجرائي حكومت نداشتند و هنوز هم كه بیش از ربع قرن از موفقيت انقلاب مي گذرد ، ندارند . و در نتيجه مجريان حكومتي نتوانسته اند كاري اساسي انجام دهند و مشکلات مردم را برطرف سازند.

در اين كتاب ادّعا شده است كه برنامه اي را ارائه مي دهد . تا مجريان حكومت و توده هاي مردم بدانند كه چه مي خواهند . و اگر بدان عمل کنند، نتایج چشمگیری بدست آورند.

اميدوارم خداوند رحمن توفيق چنين خدمتي را عطا فرمايد .

 

open Quran

open Quran

Former web design by SaintNet Web Technologies.  Updates © 2010 Serge Web Service